الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

217

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

آنسلم ( saint Anselme ) است كه او را « آنسلم مقدس » مىنامند و از اولياى دين مسيح مىشمارند . افراد زيادى از قبيل دكارت و لايب‌نيتس و اسپينوزا با تقريرهاى مختلف آن را تأييد كرده‌اند ، ولى كانت بر آن انتقاد كرده و آن را نارسا دانسته است . ممكن است كسى توهّم كند كه برهان وجودى آنسلم عيناً همان برهان صدّيقين صدرالمتألّهين است . ما براى اين‌كه اجمالًا مقايسه‌اى ميان طرز تفكر فلسفى اسلامى و طرز تفكر فلسفى مسيحى به عمل آيد آن را نقل و انتقاد مىكنيم . فروغى در جلد اول سيره حكمت در اروپا چنين مىگويد : « از همهء برهان‌ها كه آنسلم براى ذات بارى آورده آن‌كه بيشتر مذكور مىشود و موضوع مباحثات بسيار واقع شده آن است كه معروف است به برهان وجودى يا ذاتى ، از اين قرار : همه كس حتى شخص سفيه تصورى دارد از ذاتى كه از آن بزرگ‌تر ذاتى نباشد و چنين ذاتى البته وجود دارد زيرا اگر وجود نداشته باشد بزرگ‌ترين ذاتى كه وجود داشته باشد از آن بزرگ‌تر است و اين خلف است ، پس يقيناًذاتى هست كه هم در تصور و هم در حقيقت بزرگ‌ترين ذات باشد و آن خداست . » نكتهء اساسى در اين برهان - هم‌چنان كه از والد كولپه در مقدمه‌اى بر فلسفه مىگويد : اين است كه شى ( در اين‌جا وجود خداوند ) از تصورى استنتاج مىشود . اين برهان از نظر شكل قياسى از نوع « برهان خلف » است كه در منطق معروف است . گذشته از اين كه نقطهء ضعف اساسى اين برهان همان است كه آن را « نكتهء اساسى » مىنامند ما اين برهان را از نظر انطباق با برهان خلف تجزيه و تحليل مىكنيم . برهان خلف استدلال بر مدعاست از راه غير مستقيم ، يعنى از راه ابطال نقيض مدعا ، و چون ارتفاع نقيضين محال است پس خود مدعا حق است . بنابراين يكى از پايه‌هاى برهان خلف امتناع ارتفاع نقيضين است . در اين برهان آن چيزى كه مدعا قرار مىگيرد به دو نحو قابل تقرير است : يكى آن‌كه مدعا نفس تصور ذات برتر و بزرگ‌تر باشد ، پس صورت برهان چنين مىشود : « ما ذات